|
|
|
چرا این کتاب؟ یاداشت چاپ اول در این کتاب چهارده جستار در سه بخش آمده اند. هدف جستارها ایجاد بحث درباره افق تأویل، منطق سخن هرمنوتیک، مرزهای تأویل در سخن هنری، و آزمون هرمنوتیکی آثار هنری است. این همه به مباحثی تازه و فلسفه زنده اروپای قاره ای باز می گردد. اما همچنان می پرسیم: فلسفه در روزگار ما به چه کار می آید؟ زمانی نه چندان دور، لودویگ ویتگنشتاین گفته بود: هدف او در فلسفه نشان دادن راه گریز به مگسی است که در بطری مگس گیر گرفتار آمده باشد. این عبارت، در نگاه نخست، بیشتر به یک شوخی شبیه است. اما همچون تمامی طنزهای خاص آن اندیشگر معنایی ژرف دارد: فلسفه کوششی است در راستای رهایی. البته، ویتگنشتاین خالی از غروری فلسفی نیست، چنان حرف می زند که انگار خودش راه گریز را بلد است. اما، گمان ندارم، که کسی از این راه با خبر باشد. فلسفه صرفاً کوشش برای یافتن راه رهایی است، و دادن خبری از آزادی همچون تأویلی، فهمی، برداشتی. فلسفه فعالیت است و نه آیین، از این رو نمی تواند آموزه ای برای رهایی باشد. جستجوی آزادی را نمی توان تمام شده انگاشت. فلسفه طلب آزادی است، وقتی تسلیم انگاره حقیری از آزادی که روزگار برایت ترسیم کرده نشوی. کسی که با روزگارش کنار آمده باشد، چیز تازه ای نمی طلبد، و در پی ساختن بر نمی آید. فقط آن کسی که دوران خود را نپذیرد، و آن را محنت بار و دشوار بیابد، در پی رهایی بر می آید. نووالیس می گفت: « روزگار فرخنده را فلسفه ای نیست. » و هگل یادآورد می شد که جغد مینروا، الاهه خرد، فقط در ظلمت شامگاهی بال و پر می گشاید. بخش هایی از متن کتاب گستره و مرزهای معناگزاری در سخن هرمنوتیک
سنجش و امکانات تاویل هنری
آزمون ها
افزونه ها
برای کودکی که نیمه های شب از ترس بیدار می شود و گریه کنان زاویه تاریکی را نشان می دهد و می گوید: یه چیزی اونجاست! در این دنیا هیچ چیز واقعی تر از آن «یک چیز» نیست. برای کودکی که پیش از خواب قصه شاهزاده خانمی مهربان را می شنود، موجودی واقعی تر از آن شاهزاده خانم وجود ندارد. برای تماشاگر پرده لئوناردو داوینچی «مریم مقدس، مسیح و قدیسه های آن، دو زن، کودک، بره، صخره ها، درخت ها، نسیم و خنکا دست کم برای لحظاتی واقعی هستند. امر خیالی به قول ژان پل سارتر ثابت می کند که درک ما از واقعیت خیلی ناقص است. یکی از قدیمی ترین و پیچیده ترین مباحث هنری ای که برای افلاطون و ارسطو به همان شکل حادی مطرح بود که برای زیبایی شناسان و فیلسوفان روزگار ما، رابطه میان هنر و واقعیت است. پیچیدگی مساله از ناروشنی مفهوم واقعیت در سخن فلسفی و فلسفه هنر آغاز می شود. چگونه چیزها در فعلیت خود وجود دارند؟ آیا فعلیت، یا این وجود، همان واقعیت است؟ آیا چیزها آن چه به نظر می آیند، یعنی با نمود تفاوت دارند؟... حجم مقاله 40 صفحه هر تاویل سفری است بی پایان در قلمرو معنا که از مرگ معنای نهایی و ذات باور خبر می دهد. ... هرمنوتیک علم نیست، و اگر از روش نیز در حد علم باوری امروزی به ذهن بیاید، باید گفت که روش هم نیست. هرمنوتیک فعالیتی است ادراکی و ارتباطی، که می توان آن را به نظریه هایی تقلیل داد که با تجربه تاویل، توضیح، شرح و تفسیر پدیدارها سر و کار دارند، و پیشینه آن ها به گذشته های بسیار دور باز می گردد، یعنی به روزگار تلاش جهت ادراک متن های مقدس هندی، مصری، ایرانی، یونانی و غیره، و نیز متون مقدسی که به زبان های باستانی آسوری، عبرانی، کلدانی نوشته شده اند. حجم مقاله 53 صفحه بچه که بودم، هر روز می توانستم برای تماشای خیمه شب بازی، به باغ لوکرامبورگ بروم و حتی تمام روز را آن جا بگذرانم. آن نمایش ها و آن عروسک های سخنگو را که راه می رفتند و با چماق به سر یکدیگر می کوبیدند، با دهانی گشوده از حیرت می دیدم، اما هیچ خنده ام نمی گرفت. خیمه شب بازی تصویر جهان بود که به چشم من می آمد. شگفت آور، بیگانه، ناممکن، اما همچنان حقیقی و خیلی هم حقیقی، به این شکل عمیقاً کاریکاتوری و ساده شده، که انگار تأکیدی بود بر سرشت ناساز و خشن حقیقت. اژن یونسکو 1 از ویرجینیا ولف نقل کرده اند که یک بار گفته بود: _ هنر نسخه دوم واقعیت نیست. از آن کثافت همان یک نسخه کافی است. خشونت کلام هنرمند مدرنیست از دو نظر قابل فهم است. یکی بیزاری از آن چیزی است که « واقعیت » خوانده می شود، و بیش از تحمیل یکی از برداشت های محتمل از واقعیت از سوی خردباوران و علم گرایان به همگان نیست، و دوم بیزاری از قاعده هایی است که به نام واقع گرایی در قالب مکتب هایی چون رئالیسم و ناتورالیسم به هنرمند تحمیل می شود... حجم مقاله 43 صفحه فیلم فانی و الکساندر ساخته اینگمار برگمان مقدمه ای دارد که با تصویری از یک تماشاخانه کوچک کاغذی، اسباب بازی الکساندر، آغاز می شود. پرده ها کنار می روند و ما از درون صحنه که با چند شمع روشن شده، چهره پسرک، و دست هایش را می بینیم. او دو عروسک را روبروی هم قرار می دهد و بعد با دقت به آن ها نگاه می کند. همراه با موسیقی شومان و حرکت عقربه ها، عروسک های ساعت می آیند، که یکی از آن ها مرگ است، و داسی بلند را به دنبال خود بر زمین می کشد. به گمان پسرک _ که حالا زیر میز بزرگی پنهان شده _ تندیس زنی در گوشه اتاق حرکت می کند، و بعد مرگ، مرگ واقعی، از پشت گیاهان تزیینی به او خیره می شود. پسر در این حال و هواست که مادر بزرگش سر می رسد و با لحنی هم مهربان، هم اندکی شماتت بار، می پرسد: الکساندر، تو زیر میز چه کار می کنی؟ پس از این همه، پرده نخست فیلم با تصویری از یک تماشاخانه واقعی آغاز می شود. نخست سالن تئاتر و بعد اجرای نمایشی را می بینیم که الکساندر و خانواده اش در آن شرکت دارند، و میلاد عیسی مسیح را جشن گرفته اند. پدر، اسکار اکدال، که مدیر تماشاخانه و بازیگر است، در پایان بازی برای همکارانش خطابه ای به مناسبت تولد مسیح و سال نو ایراد می کند، بی آن که بداند آخرین سال زندگی اوست که آغاز می شود: دوستان. بیست و دو سالی می شود که من مدیر تئاتر شهر هستم و تازه امشب می خواهم برایتان سخنرانی کنم. راستش من سخنران خوبی نیستم، برخلاف پدرم که پیش تر این جا کار می کرد و عجب سخنرانی بود! استعداد من، یعنی یگانه استعداد من، در همین دنیای کوچک شکوفا شده... میان این دکورهای کاغذی و این تماشاخانه. من چه قدر کسانی را که در این دنیای کوچک کار می کنند دوست دارم. بیرون این دنیا، جهان بزرگ قرار دارد، و دنیای ما گاه آن را منعکس می کند، و سبب می شود تا بهتر بشناسیمش، یا... ما به کسانی که به دنیایمان گام می نهند امکان می دهیم تا برای چند لحظه، حتی لحظه هایی سخت کوتاه، آن جهان خشن و بی رحم بیرون را فراموش کنند. تئاتر ما اتاقک نظم، قاعده، آگاهی و... عشق است. این گفته ها کلام آخر برگمان است، هنرمندی که عمری را در سینما و تئاتر گذراند تا در این فیلم، که به یک معنا واپسین کار بزرگ او در سینماست، برداشت خود را هم از هنر بازیگری، و هم از جهان متن ارائه کند. حال ما می خواهیم بدانیم که جایگاه و کارکرد هنرپیشه یا بازیگر در دنیای متن _ در دنیای کوچک _ کدام است... حجم مقاله 30 صفحه در جامعه امروز فعل مدام بی اهمیت تر می شود، و نام ارزش بیشتر می یابد. شاید به این دلیل که در زندگی هر روزه «شدن» بی اعتبار می شود و «محصول نهایی» مهم تر انگاشته می شود. اریک رومر حجم مقاله 13 صفحه نگاه مجذوب کوکتو به الهه شعر یونانیان چنان بود که نگاه ستایشگر کودکی به مادر قصه گویش پیش از خواب. بچه ها قصه را تا به پایان در آمیزه ای از باور و ناباوری می شنوند،و بارها پایان را به خواب پیوند می زنند. کوکتو هیچ حا بهتر از دیو و دلبر این شاعرانگی کودکانه را روشن نکرد. خودش با اشاره به این فیلم می گفت:«عشق به قصه های پریان بدون پری هاست». یک بار در مورد دخترکی به نام مینو دروئه که به شیوه کهن شعرهایی به تقلید فرانسوا مالرب می گفت و هفته نامه ها او را کشف و مشهور کرده بودند، گفت:«همه بچه ها شاعرند جز مینو دروئه». همه بچه ها شاعرند، و قصه ای برای بچه ها نمی توان گفت که شعر نباشد و بچه ها قبولش کنند. حجم مقاله 6 صفحه Lovely Shark
Send this poem to your friends Envoyez cette carte à vos amis! |
|
|||||||
|
|||||||||