S M a h v a r .com .:|:. کودکان به قصه نیاز دارند

.


ادبیات بزرگسال

 

آدم نمی گوید: می خواهم دوست تان بدارم. بلکه می گوید: دوست تان دارم. و با این گفتن، عشق عمیق تر از هر خواسته حس می شود.

غیر منتظره


پسره هم با دم آب دوات کن زد یک چشم خودش را کور کرد!... وقتی که رفت مکتب، ملا دید پسره یک چشمش کور شده، پرسید: پسر یک چشمی، چرا یک چشمی؟

گفت:

کک به تنور

 مورچه خاک به سر

کفتر دم بریز

درخت برگریزان

آب گل آلود

گندم سر به ته

بابا بیل به پشت

دختر ماست به رو

ننه جزو _ وز

پسر یک چشمی

ملا خندید که برای یک کک چه کلک ها در آورده اند...

قصه های صبحی


متن در من بهترین لذت ها را خلق خواهد کرد اگر سخن خود را به شکلی نامستقیم به گوش من برساند.

رولان بارت


 من برای بچه هایی که  هیچ سنگی دوستشان نیست  و تنها  سه چرخه،  دوچرخه،  اسب،  فیل،  ماهی قرمز،  خانه عروسکی سه اتاقه،  اژدهای کوکی،  و از این جور چیز ها دارند متأسفم.

هر کسی باید سنگی داشته باشد


اگر که دیگر پدری نباشد چرا باید قصه گفت؟ آیا هر روایتی به اودیپ باز نمی گردد؟ آیا قصه گویی همیشه راهی برای باز جستن اصل خود، سخن گفتن از تعارضات خود با قانون و پا گذاشتن به عرصه دیالکتیک عشق و نفرت نیست؟

رولان بارت


فلسفه در روزگار ما به چه کار می آید؟

زمانی نه چندان دور، لودویگ ویتگنشتاین گفته بود:

هدف او در فلسفه

 نشان دادن راه گریز به مگسی است

 که در بطری مگس گیر گرفتار آمده باشد.

آفرینش و آزادی


آقاي وانكا با صداي بلند گفت: تا حالا چنين چيزي نديده بودم! بچه ها دارند مثل خرگوش ناپديد مي شوند! اما شماها نبايد نگران اين مساله باشيد! همه شان رو به راه مي شوند و دوباره برمي گردند پيش ما!

چارلی و کارخانه شکلات سازی


تا جنگل هولناک چهار روز دیگر راه مانده است، شاید هم بیشتر. پس بگذارید من برگردم و بد جنس بودن را در خانه یاد بگیرم. خوااااااهش می کنم!!!!!

کتابچه بد جنسی های گرگ کوچولو


...

چیک ...

چیک ...

آهای چیک ...

بیا چیک ...

مرا چیک ...

ببند چیک ...

می خوام چیک ...

کمی چیک ...

لالا چیک ...

کنم چیک ...

چیک ...

چیک ...

...

ساویسا مهوار


شاهزاده کوچولو گفت:

در دنیا باید مواظب هر چیز بود تا خطرناک نشودحتی یک گل! آری حتی گلی کوچک هم گاهی می تواند خیلی خطرناک باشد.

و آن هنگامی است که او مثل درخت بائوباب در قلب آدم ریشه زده باشد، و آن گاه است که می تواند همه وجود آدم را فرا بگیرد، و هنگامی که خواسته باشی از او دور شوی تو را به سوی خودش می کشد و اگر مجبور باشی او را ترک کنی همیشه غمگین خواهی بود.

...و باز هم شاهزاده کوچولو

5

کودکان به قصه نیاز دارند

بخش هایی از متن کتاب

بخش نخست

  • دیباچه: پیکار در راه دستیابی به معنای زندگی

  • قصه و دشواری های هستی

  • قصه به مثابه هنری بی نظیر

  • بخش اول
  • نیروی افسون

  • شناخت زندگی از نگاه درون

  • ماهیگیر و دیو

  • مقایسه قصه با افسانه تمثیلی

  • قصه در برابر اسطوره

  • خوشبینی در برابر بد بینی

  • داستان سه بچه خوک کوچک

  • اصل لذت در برابر اصل واقعیت

  • نیاز کودک به جادو

  • احساس رضایت و خشنودی در برابر شناخت  آگاهانه

  • اهمیت تجسم بخشیدن به چهره ها و رویدادهای خیالی

  • تغییر و دگردیسی

  • شکل خیالی نامادری بدجنس

  • سامان دادن به آشفتگی

  • ملکه زنبورها

  • دستیابی به همبستگی و یکپارچگی شخصیت

  • برادر کوچک و خواهر کوچک

  • وحدت بخشیدن به جنبه های دوگانه طبیعت خویش

  • سندباد بحری و سندباد باربر

  • خیال در برابر واقعیت

  • داستان اصلی هزار و یک شب

  • داستان های دو برادر

  • سه زبان

  • گام به گام به سوی یکپارچه سازی و انسجام شخصیت

  • سه پر

  • ابله یا جوان ترین فرزند خانواده

  • کشمش های اودیپی و راه حل های آن ها

  • سلحشور در جوشن درخشان و دوشیزه آشفته حال

  • هراس از تخیل

  • چرا با قصه مخالفت می شود؟

  • گذر از دوران کودکی به مرحله عالی تر به یاری تخیل

  • دختر غازچران

  • دستیابی به استقلال

  • تخیل، تجدید قوای روحی، رهایی و تسکین

  • هنر قصه گویی

بخش دوم

  • در سرزمین قصه ها

  • هنسل و گرتل

  • کلاه قرمزی

  • هانس و ساقه لوبیا

  • ملکه حسود در سفید برفی و اسطوره اودیپ

  • سفید برفی

  • گیسو طلا و سه خرس

  • گل سرخ کوچک خاردار

  • دختر خاکستر نشین

  • قصه های حیوان _ داماد

  • پیکار در راه دستیابی به رشد بلوغ

  • قصه کسی که رفت تا ترس را بیاموزد

  • حیوان _ داماد

  • سفید برفی و گل سرخ

  • قورباغه شاه

  • امور و پسیکه

  • خوک سحر آمیز

  • ریش آبی

  • دختر زیبا و حیوان


پیکار در راه دستیابی به معنای زندگی

اگر به آسانی دچار زندگی روزمره نشویم، بلکه بخواهیم از هستی خویش کاملاً آگاه باشیم، بزرگترین و نیز دشوارترین وظیفه ما این است که برای زندگی خود معنایی بیابیم. همه می دانیم که انسان های بسیاری عشق به زندگی را از دست داده، مبارزه برای زیستن را ترک کرده اند، زیرا زندگی شان فاقد معنایی بوده است.

...

متاسفانه بسیاری از پدر و مادرها می خواهند که عقل کودکانشان مانند عقل خود آن ها عمل کند. گویی که درک ما از خویش، و از جهان پیرامون، همچنین تصورات مان از معنی زندگی نباید مانند روح و جسم مان آرام رشد کند.

امروزه مانند گذشته مهمترین و دشوارترین وظیفه تعلیم و تربیت این است که به کودک یاری رساند تا برای زیستن معنایی بیابد، در این باره تجربه ها ی بسیاری برای رشد لازم است. کودک باید در جریان رشد بیاموزد که همواره خود را بهتر بفهمد؛ در این صورت قادر است که دیگران را نیز درک کند، و سرانجام روابط رضایتبخش و موثری را باآنان برقرار سازد.

...

... فقط امید به آینده می تواند ما را در برابر بدبختی ها و گرفتاری هایی که به ناگزیر در زندگی هر یک از ما وجود دارد، و رویاروی ما قرار می گیرد بردبار و توانا سازد.

به عنوان مربی و درمانگر کودکان به شدت ناسازگار متوجه شدم که وظیفه اصلی من معنا و مفهوم بخشیدن دوباره به زندگی آنان است. در عین حال برایم روشن شد که اگر کودکان به گونه تربیت می شدند که زندگی برای شان پر معنا بود، به کمک خاصی احتیاج نداشتند. از این رو مجبور بودم روشن سازم که توانایی کودک به یاری چه نوع تجربه هایی می تواند برای زندگی اش معنایی بیابد و چه نوع حوادثی به زندگی کاملاً معمولی او بیشتر معنا می بخشد. به علاوه در این زمینه چیزی مهمتر از تاثیر پدر و مادر و سایر اشخاصی که از کودک مراقبت می کنند، وجود ندارند. البته میراث فرهنگی ما نیز  کمابیش به همان اندازه دارای اهمیت است؛ به شرطی که به گونه درستی به کودک انتقال داده شود. ادبیات برای کودکان خردسال این وظیفه را به بهترین وجهی انجام می دهد.

با توجه به این دیدگاه ادبیات کودکان سهم بزرگی در رشد و تکامل روح و شخصیت کودک دارد؛ اگر چه به دلیل استفاده نادرست از آن، قابلیت ها و استعدادهایی که کودک برای رویارویی با مسائل دشوار درونی بیشتر نیاز دارد، به درستی بیدار و برانگیخته نمی شود.

هدف کتاب های دوره  آمادگی و آموزش الفبا برای آن که کودکان خواندن را بیاموزند، این است که یک مهارت ضروری اولیه را آموزش دهند، منتها مسئله اساسی را نادیده می گیرند؛ بیشتر به اصطلاح کتاب های کودکان در پی آنند که سرگرم کننده یا اطلاع رسان یا واجد هر دو خصوصیت باشند. اما محتوای بسیاری از آن ها چنان سطحی و بی رمق است که به سختی می تواند برای کودک دارای مفهوم با ارزشی باشد.

...

وقتی داستان هایی که برای کودک خوانده می شود یا کودک خود می خواند، بی محتوی و بیهوده باشند، این انتظار که سواد خواندن می تواند در آینده زندگی او را غنا بخشد امیدی واهی است. بدترین ویژگی این گونه کتاب های کودکان این است که کودک را در شناخت منافعش گمراه می کند، منافعی که باید از راه آشنایی با ادبیات به دست آورد: گام نهادن به مراحل رشد واقعی که به زندگی اش معنای عمیق تری می بخشد.

برای این که داستان توجه کودک را جلب کند، باید موجب سرگرمی او شود و کنجکاوی اش را برانگیزد. اما برای غنا بخشیدن به زندگی اش لازم است تخیل کودک را به فعالیت وادارد و به او کمک کند تا توانایی های ذهنی اش را افزایش و احساسات اش را توضیح دهد. داستان باید با ترس ها و تمایلات کودک هماهنگ باشد، گرفتاری هایش را مرتفع سازد و نیز راه حل هایی برای مسائلش در اختیار او بگذارد. خلاصه: داستان باید با همه جنبه های شخصیتی کودک ارتباط داشته باشد.

داستان نباید از نیازهای کودکانه سوء استفاده کند، بلکه می باید نیازهای درونی کودک را با همه دشواری هایش جدی بگیرد و در عین حال اعتماد کودک را به خود و به آینده اش تقویت کند.

5

مشخصات کتاب:

کودکان به قصه نیاز دارند

نویسنده: برونو بتلهایم

مترجم: کمال بهروزکیا

ناشر: افکار

66463489-77510983

قیمت: 6500تومان

خرید کتاب:

مشخصات کتابی که پیش روی شماست، شما را یاری می کند تا به سادگی بتوانید، هر کتابی را که خواسته باشید، خریداری کنید. برای کسب آگاهی بیشتر لطفآً به بخش خرید کتاب مراجعه کنید.

5

Copyright © 2004-2008 Smahvar.com

Design Copyright © 2004-2008 DELDAR Institute All rights reserved

Designer & Moderator: Pedram Payande