S M a h v a r .com .:|:. لذت متن

.


ادبیات بزرگسال

 

در آغاز، زمين پر از كاستي بود. براي اين كه قابل سكونت شود زحمت زيادي لازم بود. براي گذشتن ازرودخانه ها پلي وجود نداشت. براي بالا رفتن از كوه، راه باريكه اي وجود نداشت. مي خواستي بنشيني ؟ صندلي اي حتي توي خواب هم نمي ديدي. از خواب داشتي بي هوش مي شدي؟ تختخوابي وجود نداشت. به خاطر در امان ماندن پاهايت از گزند، نه كفشي بود و نه ...

داستان های تلفنی


یک روز صبح بابام گفت: بازی امروز ما پرتاب سنگ است. هر یک از ما یک سنگ بر می دارد و آن را توی دریا می اندازد. هر کدام از ما که سنگش دورتر رفت، بازی را برده است.

قصه های من و بابام


وقتی داستان هایی که برای کودک خوانده می شود یا کودک خود می خواند، بی محتوی و بیهوده باشند، این انتظار که سواد خواندن می تواند در آینده زندگی او را غنا بخشد امیدی واهی است.

کودکان به قصه نیاز دارند


زندگینامه تاریخ یک انسان است. تاریخی روایت گونه که به طور مستند اما، هنرمندانه، با استفاده از اطلاعات دقیق به زندگی انسانی که به نوعی در جریان فکری، علمی، اجتماعی، سیاسی و هنری جامعه ی خود یا جامعه ی بشری موثر بوده است جان می بخشد.

ثریا قزل ایاغ


آقاي وانكا با صداي بلند گفت: تا حالا چنين چيزي نديده بودم! بچه ها دارند مثل خرگوش ناپديد مي شوند! اما شماها نبايد نگران اين مساله باشيد! همه شان رو به راه مي شوند و دوباره برمي گردند پيش ما!

چارلی و کارخانه شکلات سازی


به کودکان تان بیاموزید

زمین مادر ماست

هر آن چه زمین مبتلا می شود

مبتلا می شوند فرزندان زمین هم

ما همه سهمی از زمین هستیم


یکی از راه ها برای تحمل زندگی، غرق شدن در ادبیات است. انگار در جشنی جاودانه شرکت داشتن.

فلوبر


ادبیات موضوعی سحر آمیز است، که در خود توانی ماورای طبیعی دارد. یک کتاب بزرگ تلسمی است.

چرا باید کلاسیک ها را خواند؟


زیر مهتاب قدم می زدیم به داستان های او در باب غول ها و پیر زنان جادوگر و اژدهاها، شاهزادگان و پریان دریایی گوش می دادیم،

بهشتی بود

بهشتی پاک

آنا ماریا ماچادو


...

چیک ...

چیک ...

آهای چیک ...

بیا چیک ...

مرا چیک ...

ببند چیک ...

می خوام چیک ...

کمی چیک ...

لالا چیک ...

کنم چیک ...

چیک ...

چیک ...

...

ساویسا مهوار


شاهزاده کوچولو گفت:

در دنیا باید مواظب هر چیز بود تا خطرناک نشودحتی یک گل! آری حتی گلی کوچک هم گاهی می تواند خیلی خطرناک باشد.

و آن هنگامی است که او مثل درخت بائوباب در قلب آدم ریشه زده باشد، و آن گاه است که می تواند همه وجود آدم را فرا بگیرد، و هنگامی که خواسته باشی از او دور شوی تو را به سوی خودش می کشد و اگر مجبور باشی او را ترک کنی همیشه غمگین خواهی بود.

...و باز هم شاهزاده کوچولو

5

لذت متن

بخش هایی از متن کتاب

سرخوشی به سان حکمت.

برای مهدی جواهریان

و سرخوشی های سرکرده.

پ.ی.

نمایه

  • لذات یک خواننده/1

  • لذت متن/11

  • واژه نامه/91

  • نمایه ی نام ها/94

آن چه من از خواندن اش در روایتی محفوظ می شوم همان محتوای روایت یا حتا ساختار نیست، بل که سایش هایی است که من در آن سطح صاف پدید می آورم: من می خوانم، می لغزم، سر بر می گیرم و باز سر فرود می آورم. متن سرخوشی بخش، که سر و کاری با ژرف دریدن ندارد، بر زبان زخمه می زند، و نه بر سستی ساده ی خواننده ی خویش.

ص.25

بر صحنه ی متن هیچ شمعی روشن نیست: در پس متن هیچ کسی (نویسنده یی) فعال نیست و در پیش متن هیچ کسی (خواننده یی) منفعل، نه سوژه یی هست نه ابژه یی. متن از دیدگاه های دستور زبانی فراتر می رود.

ص.30

...

متن در من بهترین لذت ها را خلق خواهد کرد اگر سخن خود را به شکلی نامستقیم به گوش من برساند؛ اگر در خواندن آن، دائم سر بلند کنم، به چیزی دیگر گوش کنم. من الزاماً مفتون متن لذت بخش ام؛ این کار می تواند مانند کنشی باشد ناچیز، پیچیده، ظریف، و کمابیش پراکنده اندیشانه: یک تکان ناگهان سر، همچون پرنده یی که از آن چه ما می شنویم هیچ نمی فهمد، پرنده یی که آن چه را ما نمی فهمیم، می شنود.

ص.40

...

اگر که دیگر پدری نباشد چرا باید قصه گفت؟ آیا هر روایتی به اودیپ باز نمی گردد؟ آیا قصه گویی همیشه راهی برای باز جستن اصل خود، سخن گفتن از تعارضات خود با قانون و پا گذاشتن به عرصه ی دیالکتیک عشق و نفرت نیست؟

...

بسیاری از خوانش ها مفرط و منحرف اند، از یک شکاف، از یک شقاق، حکایت دارند. درست همانگونه که کودک می داند مادرش نوه ای ندارد و همزمان باور دارد که مادرش نوه یی دارد، خواننده نیز می تواند بگوید: من می دانم که این ها فقط کلمه اند، اما در عین حال... « طوری جا خوردم که انگار این کلمات واقعیت داشتند. » در بین خوانش ها خوانش تراژدی از همه مفرط تر و منحرف تر است: من از این شنیدن صدای خود که دارد قصه یی را که آخرش را می دانم واگویه می کند لذت می برم: من می دانم و نمی دانم، من چنان با خود رفتار می کنم که انگار نمی دانم: من خوب می دانم که رازی بر ملا خوهد شد...

ص.66

5

مشخصات کتاب:

لذت متن

نویسنده: رولان بارت

مترجم: پیام یزدانجو

طرح جلد: ابراهیم حقیقی

ناشر: نشر مرکز

88965098-88969848

88970462-88965169

قیمت: 1000تومان

خرید کتاب:

مشخصات کتابی که پیش روی شماست، شما را یاری می کند تا به سادگی بتوانید، هر کتابی را که خواسته باشید، خریداری کنید. برای کسب آگاهی بیشتر لطفآً به بخش خرید کتاب مراجعه کنید.

5

Copyright © 2004-2008 Smahvar.com

Design Copyright © 2004-2008 DELDAR Institute All rights reserved

Designer & Moderator: Pedram Payande