.ادبیات نوجوان

شما هم اینک در بخش ادبیات نوجوان سایت ما قرار دارید.

در پیش روی شما لیستی از شاهکارهای ادبیات نوجوان قرار دارد.

اگر بر روی آنها کلیک کنید،  صفحه ی مخصوص به هر یک  گشوده خواهد شد.

در برخی از صفحه ها بخشی از کتاب بطور نمونه ارائه شده و در خصوص اهمیت کتاب هم توضیحاتی داده شده است.

اما هنوز همه کتاب ها به آنگونه که ما مایل هستیم آماده سازی نشده است. ولی خوشبختانه در همه صفحه ها مشخصات هر کتاب به صورت کامل ارائه شده است که شما را برای خرید کتاب یاری خواهد کرد.

ما نیز تلاش می کنیم تا هر روز بخش هایی از این کتاب ها را کامل کنیم تا مورد استفاده همه کودکانی باشد که چونان رودی، اقیانوس  امید و شادی را در دل های ما سیراب می کنند.

5

اگر می خواهید ما را یاری کنید

اگر شما به کتاب و کتابخوانی علاقه مندید

اگر شما نیز همانند ما به سرنوشت کودکانی فکر می کنید که نیازمند یاری شما هستند

اگر فکر می کنید که ای کاش شما نیز می توانستید در گام کوچکی که ما برداشته ایم سهم بزرگی داشته باشید

اگر دوست دارید کودکان کتاب بخوانند و از آن لذت ببرند

اگر دوست دارید با دوستانی زندگی کنید که اهل کتاب و کتابخوانی هستند

اگر دوست دارید جامعه ای داشته باشید که کتاب می خواند

سایت ما را به دیگران معرفی کنید

ما راهی را در نظر گرفته ایم که اگر شما بخواهید ما را یاری کنید می توانید از آن استفاده کنید.

ما بیش از یک صد و پنجاه قطعه شعر به زبان های فارسی، ترکی، فرانسه و  انگلیسی آماده کرده ایم که در بخش

Welcome to Mahvar Gallery

بیشتر صفحه هایی که شما به آنها  مراجعه می کنید پراکنده اند.

شما می توانید به انتخاب خود یکی از آنها را برای دوستانتان بفرستید تا آنها نیز از سایت ما بازدید کنند

اگر می خواهید می توانید از همینجا آغاز کنید

5

درج آگهی

خرید کتاب

به این ترتیب پسرک به خاطر سپرد که همه ی موجودات قلب دارند، خرس پارچه ای، خرگوش لاستیکی، خوک پلاستیکی و سوفیا عروسک کائوچویی همه شان قلب دارند.

سکوت کیست؟

هدف هر هنرمند شکار لحظه ها یا به عبارت دیگر شکار زندگی است.

ویلیام فاکنر

 افلیا گفت: راستی! آیا این ناراحت کننده نیست که آدم کسی را نداشته باشد که مال او باشد؟

سایه آهی کشید و گفت: مطنئن باش که همین طور است. اما خب چه کار می شود کرد؟

افلیا گفت: دلت می خواهد پیش من بیایی؟ چون من هم دیگر مال کسی نیستم.

سایه پاسخ داد: با کمال میل، خیلی عالی خواهد شد.

راز هلنا

کوچک بودم، خیلی کوچک

قلاب ماهی گیری را توی دریا انداختم

ماهی ها هجوم آوردند

دریا را دیدم.

رنگ قایق ها مال شما

شعر ندایی است که از درون آدمی الهام می گیرد.

پابلو نرودا

در پی نشانی از توام

نشانی ساده

میان این رود مواج

که هزاران زن، از آن در گذرند.

نشانی از چشمانت

آنگاه که خجالت می کشند.

پابلو نرودا

از كجا بفهميم كه پنجره‌اي باز است يا نه؟

كافي است سنگي به طرفش پرتاب كنم.

صدايي ازش در آمد؟

در نيامد؟

خب، پنجره باز بود.

حالا بگذار يكي ديگر را امتحان كنيم

تَرَق!

اين يكي بسته بود!

من و دوست غولم

با جیغ تازه ای که خاله کشید، رینالدو مجبور شد سوراخ گوش هایش را با دست بگیرد. در واقع وقتی رینالدو داشت می گفت:« خانه پر دوچرخه... » یک مرتبه تمام خانه پر از دوچرخه شد. تنها در دستشویی دوازده تا بودند، خاله رزا در حالی که از وحشت داشت خشکش می زد نگاهی به دستشویی...

داستان هایی برای سرگرمی

خاله ام جوانتر بود، ترجیح می داد قصه گوی سیار باشد: او همه ی ما_ده دوازده بچه_ را به ساحل می برد و در حالی که در طول ساحل، زیر مهتاب قدم می زدیم به داستان های او در باب غول ها و پیر زنان جادوگر و اژدهاها، شاهزادگان و پریان دریایی گوش می دادیم،

بهشتی بود

بهشتی پاک

آنا ماریا ماچادو

پی پی قیچی بزرگی برداشت و طناب های دست و پای دزدها را قطع کرد. ناگهان پی پی با اوقات تلخی گفت:

_ ولی آخه ما که موزیک نداریم.

پاما فوراً فکری به خاطرش رسید و رو کرد به بلوم و گفت:

_ تا من با اون یکی بازی می کنم تو هم با یک شانه آهنگ بزن.

خوب چون برای دو دزد چاره ای نبود و واضح است که بلوم مجبور بود با شانه آهنگ بنوازد و نواخت، به طوری که صدای ساز او در سراسر خانه شنیده می شد.

پی پی جوراب بلند

Webmaster : Pedram Payande

Copyright © 2004-2010 Savisa Mahvar Institute All rights reserved

Sponsored by Hanjoman Institute